دسته: جهادی

۰

نمایشگاه “از لاله ها تا قله ها” افتتاح شد + تصاویر

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه شهید باهنر؛ نمایشگاه “از لاله ها تا قله ها” که هر ساله...

۴

پسرک بی سواد و توپ گمشده

یکی از بچه های روستا به محض دیدن من دوان دوان به سمت خانه اش رفت و دفترچه ای برای من آورد، دفترچه ای که سال گذشته برایش خاطره ای نوشته بودم، وقتی که دفتر رو دیدم که مثل روز اولش نو بود اشک در چشمانم حلقه زد. اما قضیه چیز دیگری بود در پایان متنی که برای آن بچه نوشته بودم به او قول داده بودم که اردوی بعدی من آمدم به او یک توپ جایزه بدهم…

۰

اشتیاق

بچه ها یکی یکی می روند بخوابند که فردا صبح زود آماده ی سفر شوند ولی گروهی هنوز دوندگی هایشان ادامه دارد. مرتب چک می کنند که چیزی جا نماند و حتی گاهی اوقات برای بودن یک روبان ساده در سبد یا کارتن مجبور میشوند وسایل را بیرون بیاورند و بررسی کنند.کار تا حدود ساعت ۱شب ادامه دارد. این وسط نقطه ی اشتراک همه ی ما یک چیز است” اشتیاق”…

۰

دلشوره

اعداد توی ذهنم رژه میروند و تاریخ ها مرور می شوند.فاصله ی کمی تا رفتن مانده.دلشوره ای خفیف ته دلم غلت می خورد و تند تند کارهایم را تکرار میکنم.با دقت نگاهی می اندازم به “محتوای مربی” و این بار از یاد آوری رسالتی که قرار است به دوش بکشم دلشوره ام شدیدتر می شود…

۲

التماس دعا گوها

روزهای بعد هم چند تایی از رفقا با همین حال خراب از رفتنمان پرسیدند و چشمانشان آرام خیس شد از نپیوستن به کاروان جهادی. درک این حال و هوا برای کسانی میسر است که لذت لحظات جهادی را چشیده باشند.لذت خاکی شدن لباس هایمان….لذت صداقت بی حد بچه ها….لذت آفتاب سوختگی ….لذت استخوان دردهای شدید….لذت گرسنگی های زیاد…