نویسنده: جهادگر گمنام

۰

یادداشت دانشجویی/ فتنه، یک کلمه اما دنیایی حرف

این نشان دهنده توطئه هست. چرا وقتی شعار داده شد که انتخابات بهانه هست اصل نظام نشانه است، سردمداران فتنه نسبت به این شعار اعلام برائت نکردند؟ چرا وقتی شورای نگهبان اعلام کرد که حاضر است ۱۰% آراء را در حضور دوربین‌ها و نمایندگان کاندیداها بشمرد و در صورت تغییر در نتیجه این شمارش کلاً آراء شمارش شود قبول نکردند؟

۰

اشتیاق

بچه ها یکی یکی می روند بخوابند که فردا صبح زود آماده ی سفر شوند ولی گروهی هنوز دوندگی هایشان ادامه دارد. مرتب چک می کنند که چیزی جا نماند و حتی گاهی اوقات برای بودن یک روبان ساده در سبد یا کارتن مجبور میشوند وسایل را بیرون بیاورند و بررسی کنند.کار تا حدود ساعت ۱شب ادامه دارد. این وسط نقطه ی اشتراک همه ی ما یک چیز است” اشتیاق”…

۰

دلشوره

اعداد توی ذهنم رژه میروند و تاریخ ها مرور می شوند.فاصله ی کمی تا رفتن مانده.دلشوره ای خفیف ته دلم غلت می خورد و تند تند کارهایم را تکرار میکنم.با دقت نگاهی می اندازم به “محتوای مربی” و این بار از یاد آوری رسالتی که قرار است به دوش بکشم دلشوره ام شدیدتر می شود…

۲

التماس دعا گوها

روزهای بعد هم چند تایی از رفقا با همین حال خراب از رفتنمان پرسیدند و چشمانشان آرام خیس شد از نپیوستن به کاروان جهادی. درک این حال و هوا برای کسانی میسر است که لذت لحظات جهادی را چشیده باشند.لذت خاکی شدن لباس هایمان….لذت صداقت بی حد بچه ها….لذت آفتاب سوختگی ….لذت استخوان دردهای شدید….لذت گرسنگی های زیاد…

۳

میخواهم فرار کنم

به هر ضرب و زوری که بود خانواده ها راضی شدند (البته بعضی هم راضی نشدند) و حالا من ثانیه شماری می کنم برای روز رفتن، روزی که می دانم از تکرار لحظه های پوچ رها می شوم و غرق می گردم در سادگی روستایی که بوی تنورش هرگز به مشام غبار آلوده ی شهر ما نرسد…

۲

روز های قبل از اردو و راضی کردن خانواده ها!

الان دقیقا ما مشغول سپری کردن روزهای پرفراز و نشیب قبل از اردو هستیم که خودشان داستان هایی دارند به بلندای هزار و یک شب.پس این حال و هوا را تقسیم می کنیم در قسمت هایی و شما را فرا می خوانیم به مهمانی درد دلهایمان!

قسمت اول؛راضی کردن خانواده ها…

۱

قدم به قدم با جهادی

وقتی طراحی با تمام فراز ونشیب هایش تمام میشود می بریمش برای چاپ و کتاب ها که به دستمان می رسند چند سالی جوان تر میشویم چون حاصل تلاشمان است و اثبات این جمله که(ما روی پای خودمان ایستاده ایم)در همین حال وهوا ،کلاس ها تمام میشود و باید از این متقاضی ها افراد شایسته انتخاب شود.امتحانی گرفته میشود و هر آنکه استعداد بیشتری نشان بدهد همراه کاروان می آید برای خدمت…

۰

این قسمت جهادی:شیرینی اردو …

این قسمت از سری خاطرات اردو جهادی مربوط به شرح وقایع شیرین اتفاق افتاده در طول اردو می باشد.یکی دیگه از سرگرمی هامون آشنا شدن با جک و جونورای جدیدی بود که…….