پسرک بی سواد و توپ گمشده

شما ممکن است این را هم بپسندید

۴ پاسخ‌ها

  1. رمشکی گفت:

    با سلام و عرض ادب خدمت شما برادر گرامی من یکی از بچه های رمشکم در حال سرچ عکساهای رمشک بودم که به این عکس برخورد کردم درست که نگاه کردم دیدم داداشم اومد به سایت که راجبش بیشتر بدونم خدا شما و دوستانتون رو جزا خیر بده

    1+
  2. دلتنگ جهادی ... گفت:

    سلام
    در صورت امکان از خاطرات جهادگران بیشتر قرار بدین …
    خوندن این خاطرات یادآور روزهای خوب در روستا است …
    ممنون .

    4+
  3. اميرعباس گفت:

    حرفي واسه گفتن نميمونه…
    برام پيش نيومده كه بخوام قضاوت كنم اما نبايد يادتون ميرفت ولي بازم به خير گذشت
    والا به همين اتفاق اعتمادشون رو ازدست ميدادين .
    شش ماه براي يادگرفتن خوندن ونوشتن خيلي كمه ولي ماشالله به اراده .
    اقا در كل :چه خوب كه فرماندتون همراشون توپ اورده بودن
    خداقوت

    3+
  4. رهگذر گفت:

    سلام، متن بسیار تاثیر گذاری بود. اراده و صافی وزلالی دل آن کودک درسی پر نکته برای ماست که گاه با وجود امکانات زیاد، به جای بهرمندی از آن ها و به کارگرفتن در راستای هدف ، اسیر آن ها می شویم و نه تنها هدف را فراموش می کنیم که خودمان و تواندمندی و اراده مان را نیز از یاد می بریم.
    البته از بنده به شما نصیحت بهتر است یه توپی برای مجموعه بخرید تا این حق بیت الماس ، (نه حق الناس فرمانده! ) از گردنتون برداشته بشه .

    4+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *